تبليغاتX
سرزمین آرزوها - درس پنجم
Darren Shan
داستان های من
منوي کاربري

پيغام فرناز : به تو دوست عزيزم سلام عرض مي كنم . اميدوارم در سرزمين آرزوها دقايقي خوبي را سپري كني . اگر براي مدتي مي خواي سرگرم باشي اينجا جاي خوبيه خواهشمندم كه تا آخر سرزمين آرزوها رو مشاهده کن و براي شادي دل فرناز هم که شده يه نظر بده!!!

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS       ..............................

دوستان
آرزوهاي بـرتـر
آرشيو
جســتجـو

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

درس پنجم

درس پنجم :
يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه!
صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه...
شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!
يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه...
خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه : ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !!!
نتيجه اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند !

[+] آرزوي فرناز در 6:44

مطالب پيشين